حتی نمی دادم حالا که شما مشغول خواندن این مقاله دوستانه و غیر رسمی هستید چگونه می خواهید اسم این محصول را تلفظ کنید. جوجو یا جوجو؟؟

امروز به سوپر مارکتی رفته بودم که دوباره چشمم به این محصول افتاد. جوجو! و باز با خود فکر کردم آخر مشاوران، مدیر بازاریابی و متخصصان امر در آن کارخانه چگونه این اسم به ذهنشان خطور کرده است. حالا هر طور، مگر هر اسمی به ذهن آدمی خطور می کند می بایست به روی محصول یا شرکت گذاشته شود؟

شاید حکایت مانند همان روایتی باشد که یکی از دوستان برایم بازگو می کرد. به او خرده گرفته که نام شرکت، مناسب برای صنعت فناوری اطلاعات و وب نیست. از طرفی در صنایع مختلف ده ها یا شاید صدها مشابه دارد و در پاسخ او گفت: نگران نباش! در پایان نام، از واژه “مهر” استفاده کرده ایم. سؤال پیش آمد که حالا چرا مهر؟ جواب آمد که همسرم متولد ماه مهر است!!

با این پرسش های من و پاسخ های حق بجانبانه نفهمیدم اصلاً الزام افرادی مانند من چیست؟ با چنین پاسخ هایی که بارها و بارها از زبان مدیران شرکت های بزرگ و کوچک شنیده ام، اصلاً حضور متخصصی چون من در بازار چه فایده ای دارد؟ آیا حضور در کنفرانس ها، مطالعه مقالات و کتاب های من و دیگر همکارانم پافشاری بر اشتباهات است یا مخاطبین به دنبال پیشروی و موفقیت های بیشتر می گردند؟

شاید این ماءالشعیر، نام “جوجو” را انتخاب کرده باشد چرا که الشعیر در زبان خودمان یعنی جو و حالا با تکرار دوبار واژه جو پشت سر هم “جوجو” نام بامزه یا خاصی به نظر بیاید. اما آیا ویژگی خاص بودن به تنهایی برای نام گذاری کافی است؟ من خود در اولین برخورد با این محصول نام آنرا “جوجو” خواندم! (حالا نمی دانم چگونه بنویسم که شما متوجه بشوید من چه خوانده ام!) همان جوجو در خانه مادر بزرگه! همان که دختر پسرهای جوان در مهرورزی ها و ابزار علاقه نشان دادن هایشان به هم می گویند! جوجو!

فاجعه آنجاست که نگارش این نام چه در فارسی و چه در انگلیسی (Jojo) همین تضاد را داراست و هیچ راه فراری برای ذهن مشتری وجود ندارد!

و نهایتاً افسوس من آنجاست که برخلاف تمام تلاش هایی که مدیران و افراد آن کارخانه انجام می دهند چیزی به جز استهلاک بالا در بازار نیست. یک نام خاص، ویژه و مناسب می تواند تا حد بسیار زیادی از انرژی هایی که صرف بازاریابی می کنید به شدت بکاهد اما چنین نامی پتانسیل برندینگ را شدیداً از محصول خواهد گرفت و شرکت را مجبور به استفاده از روش های سنتی فروش، به ویژه توسل به سیستم پرهزینه فروش از طریق پخش مویرگی خواهد کرد.

حالا ما می گوئیم، شما هم بهانه جویی کنید. نه سرمایه گذاری از ماست، نه انرژی. خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!

نویسنده: توماج فریدونی

استراتژیست بازاریابی، سخنران حرفه ای، نویسنده